قهرمان ميرزا عين السلطنه

785

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

اخلاق نوكرهاى امروز يكشنبه 14 - صبح كه بيدار شدم مالى حاضر نشده و محمد مفقود شده بود . معلوم شد كه رفتنى نيستيم . تا ظهر محمد پيدا نشد . بعد آمد بهانه‌ها و عذرهاى بدتر از گناه آورد . در اين ايام از بس نوكرها بد شده‌اند ابدا حرف هم نمىشود زد . تمام هم باهم همدست [ اند ] و به هركدام حرف بزنى ديگرى اوقاتش تلخ مىشود و كج‌خلقى مىكند . تمام را بايد مدارا كرد . آخر وقتى نوبت ما هم مىرسد و مىدانيم چه كنيم . هركسى پنج روزه نوبت اوست . تا غروب به مثل ايام گذشته گذشت . وضع راه و پول‌بگيرى انتظام الدوله دوشنبه 15 شهر محرم - به هزار زحمت و مرارت و چندين بار مراجعه و نزاع چهار ساعت ربع كم به ظهر مانده سوار شديم . گداى زياد حاضر شده بود . از دست آنها هرطور بود خلاص شديم به گير استاد حمامى افتاديم . انعام او را حسين داده بود با وجود آن به زحمت از چنگش رهائى يافتم . صحبت‌كنان مىآمديم . . . « * » از روز آمدن گلبن خانم چشمش ترسيده بود . به هر شكل بود مىآمديم . سالى هزار تومان انتظام الدوله از مباشران راه مىگيرد . تعمير راه و ساير مخارج به عهدهء شخص مباشر است . گفتند پانزده عمله جهت مرمت اين راه نگاه داشته است . معلوم است با پانزده عمله پنج فرسنگ اين راه منظم و آباد نخواهد ماند . با وجود آن از روز آمدن به مراتب راه خوبتر بود و اغلب جاها را تعمير كرده و به سهولت گذشتيم . چهار ساعت ربع كم كشيد تا به پلور رسيديم . ناهار خورده باد به شدت مىوزيد . اين‌جا جزو لار است و همان

--> ( * ) نقطه‌چين در اصل است .